تبليغاتX
کلبه عمه خانم

کلبه عمه خانم

دنیای کوچک کلبه عمه خانم

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 15:18 توسط دختر عمه خانم| |

 

نمی خواهم صدای ملامت را از حنجره شقایق های وحشی

 

بشنوم من تو را می خواهم

 

من دست سبز تو را برای شکوفه های گلهای وجودم

 

 می خواهم بیا که اشکهایم بهانه تو را می گیرند

 

بیا که پریان احساسم پرواز را فراموش کرده اند

 

بیا حوریان اشکهایم قسم خورده اند

 

که راه قدمهایت را نمناک کنند

 

دوستت دارم  تا آخرین لحظه ای که زنده هستم.

 

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 14:51 توسط دختر عمه خانم|

 

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 14:50 توسط دختر عمه خانم| |

سلام

 

کسی نیست کمک کنه؟

 

 

ماه من غصه چرا؟؟

 

 

آسمان را بنگر که هنوز بعد

 

 

سالهای شب و روز مثل آن روز نخست

 

 

گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد

 

 

ماه من غصه چرا؟؟

 

 

تو مرا داری و من شب و روز آرزویم

 

 

همه خوشبختی توست

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 21:18 توسط دختر عمه خانم| |

نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 11:6 توسط دختر عمه خانم|

 

خدایا خیلی دلم گرفته

چه کنم..........

 

 

نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:46 توسط دختر عمه خانم| |

خدمات وبلاگی ها

قالب وبلاگ