تبليغاتX
کلبه عمه خانم

کلبه عمه خانم

دنیای کوچک کلبه عمه خانم

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 0:19 توسط دختر عمه خانم|

 

یه شب تو آسمون یه ستاره چشمک زنون خندید و گفت

 

کنارتم تا آخرش تا پای جون

 

ستاره قشنگی بود

 

آروم و ناز و مهربون

 

ستاره شد عشق منو

 

منم شدم عاشق اون

 

اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون

 

ماه اومد و ستارم و دزدید و برد  نامهربون

 

ستاره رفت و با رفتنش منم شدم بی همزبون

 

حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به آسمون

 

دلم میخواد دادبزنم (این بود قول و قرارمون)

 

تو رفتی و با رفتنت نذاشتی حتی یه نشون

 

دوست دارم ستاره جون تا آخرش تا پای جون

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 0:5 توسط دختر عمه خانم|

 

      

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 18:27 توسط دختر عمه خانم| |

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com
 
زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم

نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود

زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني تو بود

زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود

زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار تو بود

زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود

زيباترين هديه عمرم محبت تو بود

زيباترين تنهاييم گريه براي تو بود

زيباترين اعترافم عشق تو بود

دوستت دارم
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 14:3 توسط دختر عمه خانم| |

 

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن

 

چه زیباست همیشه د رتنهایی تو را حس کردن

 

چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن

 

عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم

 

نازنین من همچون نفس کشیدن تو را به خاطر می سپارم

 

یک روز دیگه هم بدون تو گذشت و من ......

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 22:44 توسط دختر عمه خانم|

گرگها خوب بدانند در این ایل قریب


گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز


گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند


توی گهواره چوبی پسری هست هنوز


آب اگر نیست نترسید که در قافله مان


دل دریایی و چشمان تری هست هنوز


 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 8:35 توسط دختر عمه خانم|

نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:42 توسط دختر عمه خانم|

 

زدست دیده و دل هر دو فریاد

 

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

 

بسازم خنجری از جنس فولاد

 

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:31 توسط دختر عمه خانم| |

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11:28 توسط دختر عمه خانم| |

 

امروز به اندازه تمام دلتنگی هایم شاعر می شوم.

 

      پیراهن غصه هایم را به تن می کنم

 

      و می نویسم از تمام شمع های امیدی که در دالان قلبم خاموش مانده اند

 

      و از پروانه های بی وفای روزگار که با رفتنت آن ها مرا ترک گفته اند.

 

     شاعر می شوم

 

     به اندازه ای که رنگ چشمان تو را در قاب نوشته هایم جای دهم

 

      و به آن ها بگویم امروز بی قرار تر از همیشه ام.

 

     شاعر می شوم به اندازه ای که لبخند تو را روی نوشته هایم بیابم

 

      و ببینم آنها با حضور نامت در صفحات دفترم خوشحالند

 

     و از نبودنت در صفحه روزگار نالان.

 

     از تمام غصه هایی که  پیچک وار دیواره قلبم را مچاله کرده اند

 

     درمی یابم که شاعران بی قرارند.

 

      بی قرار و محزون درست مثل نی و آن شاپرکی

 

      که  دیروز از پیرزن تنهای قصه ها می گفت.

 

     شاعران تنهایند.

 

      این را امروز از باورهای فرداهای گذشته دانستم

 

      از چشمان بی فروغشان که در فردا خشکید.

 

     پس من هم شاعر بودم.

 

      از همان روزی که  خانه خاکی را بر گل ها و سنجاقکهای روی زمین ترجیح دادی.

 

      از همان روزی که چشم هایت را بستی و مهمان خاک  گشتی

 

و همه اینها یک بهانه دارد

 

    بهانه من رفتن توست. تو مرا خیلی زود شاعر کردی...خیلی زود.

 

پس امروز به اندازه تمام دلتنگی هایم شاعر می شوم

 

چون امروز از همیشه دلم بی قرار تر است

 

چون امروز از همیشه غمگین ترم

 

کاش تموم می شد این کابوس بد

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11:19 توسط دختر عمه خانم| |

سال ها مي گذرد


و من از پنجره بيداري


کوچه ياد تو را مي نگرم


مي پويم


و چنان آرامم


که کسي فکر نکرد


زير خاکستر آرامش من


چه هياهويي هست ...


عاشقي هم دردي است !!!


و من از لحظه ديدار تو ميدانستم


که به اين درد


شبي خواهم مرد ...

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 10:59 توسط دختر عمه خانم|

گفتمش نقاش را نقشي بكش
 
 

با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 19:36 توسط دختر عمه خانم| |

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 11:26 توسط دختر عمه خانم|

خدمات وبلاگی ها

قالب وبلاگ