کلبه عمه خانم
دنیای کوچک کلبه عمه خانم
ما خانه زغیر دوست پیراسته ایم از یمن غدیر محفل آراسته ایم این معنی عشق است که هنگام قیام یک عمر یا علی گفته و برخواسته ایم ماه شهريورکه هيچ مهر و آبان هم تمام شد ولي تو نيامدي از خود پرسيدم به خاطر بي وفاييت بنويسم يا محض خاطر رفتنت امروز و هر روز براي من روز توست پس بخاطر تو مينويسم گاهي آنقدر در سطر يک جمله مي مانم که از نوشتن دلسرد مي شوم درست مثل همين الان همه آن خاطرات خوب دارند دور سرم چرخ مي زنند نمي داني چقدر دلم براي آن روزهاي خوب تنگ شده روزهاي سرشار از شوق ديدار روزهاي سرشار از دلتنگي و بي تابي روزهاي پر از ثانيه هاي مهرورزي روزهايي که تمام آرزوهايم را در چشمانم مي ريختم و نگاهت مي کردم روزهايي که صداي تپش قلبت را با تمام وجودم احساس مي کردم روز هايي که قانع بوديم به يک لحظه ديدار بي غل وغش روزهايي که تمام راههاي محبت را امتحان مي کردي تا دلم را به دست آوري يادش بخير چه حرفهاي قشنگي مي زديم صحبت از مهر و همدلي بود همراه غريبم!! نمي داني چقدر دلم براي آن روزها تنگ شده آشناي غريبم!! اي کاش تلاشي که براي به دست آوردن دلم کردي هيچ وقت از يادت نرود برگرد و بگو که مرا احساس مي کني برگرد و بگو که مي خواهي در گذر زمان هميشه با تو باشم نگاه من منتظر توست و داستان زندگيم صفحه اي است که متن آن وجود تو و پايان آن نبود توست روزگاریست که گل سرخ صمیمیت را از باغچه دل برداشته اند علف هرز در آن کاشته اند 




سلام
ازتون یه خواهش دارم
برای خوب شدن یه دونه چشم ناز که از چشمای خودم عزیزتره دعا کنین








