تبليغاتX
کلبه عمه خانم

کلبه عمه خانم

دنیای کوچک کلبه عمه خانم

چرا؟

چرا همه چیز یهو اینقدر راحت خراب می شه؟

چرا حاصل مجنون بودن مثل مجنون بودن قشنگ نیست؟

چرا لیلی فکر میکنه که عشقش یکطرفه است؟

بخدا نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 23:57 توسط دختر عمه خانم| |

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 18:18 توسط دختر عمه خانم|

 

چیه دلم گرفتی

واسه چی داری گریه می کنی

چیه دلم شکستی

واسه کی داری گریه می کنی

چیه  دلم غریبی

چی دیدی داری گریه می کنی

می گی گذاشته رفته

اونی که مثل نفس تو بود

میگی دلت و شکسته

اونی که همه ی کس تو بود

می گی دیدی نمونده پای همه ی حرفایی که زده بود

چیه دلم گرفتی

چیه دلم گرفتی.....

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 8:36 توسط دختر عمه خانم|

سلام

نمی دونم از کجا و چه جوری شروع کنم

شاید گفتن هر حرفی یا انجام دادن هر کاری که مطابق میل ادمی نباشه خیلی سخت تر از اونی باشه که ادم فکرش رو می کنه

خیلی وقتا یه سوءتفاهم ساده باعث میشه یه راه راست مثل اب خوردن کج بشه !

شاید یه گرفتاری یا یه سهل انگاری باعث بشه مسیر تفکر و فکر ادمی منحرف بشه و تموم افکار ادم رو بهم بریزه

نمی دونم ...

شاید هم اشتباه کردم و حق با طرف مقابلم باشه

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 0:11 توسط دختر عمه خانم| |

 

نی سلطان امشب دلنشینه

 

دل شیدای من را در کمینه

 

بنال ای نای نی امشب زهجران

 

که تار و پود دل اندوهگینه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:47 توسط دختر عمه خانم|

 

 

نگاه ساکت باران به روی صورتم می لغزد و آرام می گوید:

 

عجب این دخترک شاد است ، عجب این دخترک خوشحال و خندان است

 

ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم

 

نگاهم گرچه می خندد سکوتم سخت گریان است

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:36 توسط دختر عمه خانم|

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 23:7 توسط دختر عمه خانم| |

 

سلام دوستان

 

امروز خیلی دلم گرفته

 

چیکار کنم

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:56 توسط دختر عمه خانم|

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:55 توسط دختر عمه خانم|

 

شبهای دراز بی عبادت چه کنم

 

طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

 

گویند کریم است و گناه می بخشد

 

گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 0:30 توسط دختر عمه خانم|

 

یکرنگی و بوی تازه از عشق بگیر

 

پر سوز ترین گدازه از عشق بگیر

 

در هر نفسی که می تپی ای دل من

 

یادت نرود اجازه از عشق بگیر

 

 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 22:58 توسط دختر عمه خانم| |

نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 13:55 توسط دختر عمه خانم|

نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 13:54 توسط دختر عمه خانم|

Image hosting by TinyPic
نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 13:47 توسط دختر عمه خانم| |

 

سلام دوستان

یه خبر خوب :

امروز یه آدم خوب که خدا خیلی دوستش داره رفت مکه

صاحب کلبه عمه خانوم و می گم

گفت:واسه همه تون دعا می کنه

نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 9:3 توسط دختر عمه خانم|

خدمات وبلاگی ها

قالب وبلاگ