کلبه عمه خانم
دنیای کوچک کلبه عمه خانم
به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت: خوب دیدن خوب بودن خوب ماندن را... دوستت دارم عزیزم. سلام چه دنیای غریبیه !!!! یکی خوشحال و یکی غمگین یکی سالم و یکی بیمار یکی خواب و یکی بیدار یکی ............ اما جالبه که : خوشحال از خوشی خودش بی خبره و غمگین در حسرت شادی سالم نمی دونه چه نعمتی خدا بهش داده و بیمار در انتظار سلامت اونکه خوابه بی خیال دنیا و اونکه بیدار دنبال آسایش شما بگین .................... غریب نیست ؟ امروز خیلی دلم گرفته هر روز که به روز پدر نزدیک تر می شیم من بیشتر غصه ام می گیره آخه هر سال روز پدر کلی خوشحال بودم و کلی واسه بابام ..... الان چد ساله که بابام رفته..... دیروز همه دوستام رفتن واسه روز پدر خرید کردن منم دوست داشتم مثل همیشه واسه بابام از اون نوع پیراهن که خیلی دوست داشت بخرم آخه همیشه عاشق رنگ آبی بود منم هر سال یه پیراهن به رنگ آبی واسش می خریدم امسال هم رفتم یه پیراهن خریدم ولی اون و به کی بدم؟؟؟؟ من که بابا ندارم خدااااا دارم دق می کنم من بابام و می خوام تا کی باید درد بی پدری رو تحمل کنم؟ خیلی سخته به مولا خیلی زیاد خوش به حال اونایی که بابا دارن خوش به حالشون هر روز باباشون ومی بینن صداشو می شنون وقتی کار خوبی میکنن خوشحال میشه گاهی واسشون اخم میکنه آرزو دارم همه زندگیمو بدم ولی یه بار دیگه صورت ماهشو ببینم صداشو بشنوم خنده هاشو ببینم دوست دارم یه بار دیگه سرم داد بزنه دوست دارم وقتی خسته از سر کار میاد سفره ناهار و واسش پهن کنم و تو دلم بگم قربون اون صورت خسته ات برم... چیکار کنم خدایا به دادم برس آه خدا که یتیمی چه درد سختیه....... این دستای ماست که انتخاب میکنه : بازیچه کسی بشیم یا همبازیش امروز تازه فهمیدم قلب هیچکس برام نمی تپه حتی قلب خودم !!!! چون اونم برای تو می تپه عشق نازم 








