کلبه عمه خانم
دنیای کوچک کلبه عمه خانم
"بهار" بهترین بهانه برای آغاز و "آغاز" بهترین بهانه برای زیستن است باز هم بهانه ای برای شاد شدن از راه رسید فصل خنده مبارک سلام عمه خانم خوبمون یه نصیحت برا ما جوونا داره : جون هر کی رو که دوست دارین این آخر سالتون رو با آتیش بازی خطرناک خراب نکنین الهی که همتون پیر شین مواظب خودتون باشین چ : چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه آقا ...... منتظرتیم پس کی می آیی؟ امشب شب تولد یه عزیزه تنها هدیه من و عمه خانم به اون آرزوی رسیدن به عشقشه خدایا ... این عزیز رو خودت حفظ کن آمین ۲۷ / ۱۲ / ۱۳۸۶ ت : تدبیر برای دیدن افق فرداها ث : ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها ۲۶ / ۱۲ / ۱۳۸۶ اینم دو تا حرف و معنی قشنگشون : پ : پویایی برای پیوستن به خروش حیات ت : تدبیر برای دیدن افق فرداها دعای زیبای ( یا مُقلِبَ القُلوب ) به زبان ایرانیان 3000 سال پیش : خداوندا ... در این سالی که در پیش است ؛ نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای, لیکن در آغاز طلوع روشن سالی که می آید کمک کن تا رها سازم ز خود , من یک هزار و سیصد و افسوس , یک هزار و سیصد و اندوه خداوندا تو راه سبز ایمان را نشانم ده , تو نیکی پیشه ام فرما که راه حق صبورانه بپیمایم و هرگز من نباشم از زیان کاران . رفیقا , مهربا نا , عاشقم فرما , مرا در شط پر مهر گذشتت , شست و شویم ده , تو پاکم کن , قرارم ده , تو ای نزدیکتر از من به من اینک مرا دریاب , پناهم ده , حبیبا قدر دان خوبی ام فرما , تو گرداننده دل ها وچشمانم , تو ای تدبیر بر هر روز و هر شامم , تو چرخاننده احوال این دنیا بگردان حال من را سوی آن حالی که می دانی , تو آرامش عطایم کن تو را می خوانمت اینک , اجابت کن مرا , ای منتهای راه رهجویان , نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای ؟ اما برای مردمان خوب این وادی , کریمان را , عطا فرما , هزار امید , هزاروسیصد آگاهی , هزارو سیصدو هشتاد بهورزی , هزار و سیصد و هشتاد و هفت لبخند زیبا را با تشکر فراوان از استاد : محمد امین پور شعبان سلام قراره یه دوست خوب هر روز معنی دو تا از حروف الفبا رو برام بگه . منم اونا رو براتون مینویسم و روز آخر اسم اون دوستمون و لیست کامل حروف الفبا رو براتون میذارم . اگه خوشتون اومد نظر یادتون نره ! 25 / 12 / 1386 الف : اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها ب : بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم تقصير دلم چيست اگر روی تو زيباست حاجت به بيان نيست که از روی تو پيداست من تشنه يک لحظه تماشای تو هستم افسوس که يک لحظه تماشای تو روياست















