تبليغاتX
کلبه عمه خانم

کلبه عمه خانم

دنیای کوچک کلبه عمه خانم

نگاه ساکت باران به روی صورتم می لغزد و آرام می گوید:

عجب این دخترک شاد است ، عجب این دخترک خوشحال و خندان است

ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم

نگاهم گرچه می خندد سکوتم سخت گریان است

نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 15:41 توسط دختر عمه خانم| |

قابل توجه خواهران محترم:

 

خطر بزرگی که همیشه ما دخترها رو تهدید میکند وعده ازدواج از طرف پسران است . معمولا پسران در صحبتهای اولیه خیلی زود در می یابند که دختر حزب اللهی است یا بی بند وبار اگر بی بندو بار است که مشکلی نیست ،حال اگر دختر حزب اللهی باشد و از معنویت سخن بگوید آنها هم از راه معنویت وارد میشوند و اظهار ایمان میکنند  و با انواع وعده های خیالی و چرب زبانی و انواع قسمها که من به خدا دوستت دارم وبخدا عاشقتم و بخدا نمیتونم تو رو کنار بذارم و خلاصه هزار جور حرف دیگه ما رو خام میکنند وقتی که چشم باز می کنیم می بینیم ببخشید ها (مثل سگ عاشق شدیم )تازه بعضیا خیلی چیزها رو از دست می دن!!!! و آقا هم تازه به این نتیجه رسیده که دیگه  نمی تونه ادامه بده.اون موقع چی!!!

میشی تنها ، بی کس،با کوله باری از خاطره و غم،غصه پشیمانی...هیچ کس نیست به دادت برسه هیچ کس نمی تونه درک کنه که چه غمی تو دلت هست کسی نیست باهاش درد دل کنی ،بعضی ها از خونه هاشون فرار می کنن، بعضی ها خود کشی میکنن بعضیها روانی میشن ، و خلاصه هزار جور بدبختی سر آدم میاد خواهر عزیزم وعده ازدواج پسر وقتی قابل قبول است که بستگانش را برای خواستگاری شما بفرستد اگر واقعا شما را دوست داشته باشد با بی اعتنایی شما  خودش را عقب نمی کشد بیاییم گول آنها را نخوریم بیایید با دقت و هوشیاری مراقب خودمان باشیم بیاییم عفت گم شده مان را پیدا کنیم بیاییم  پدر ،مادر، یا خواهرمان را محرم اسرارمان قرار دهیم و همیشه به راهنمایی هاشون گوش کنیم کسی که دوست و همکلاسی اش محرم تر از پدر ،مادر،یا خواهرش باشد در حوادث روزگار بی پناه است

 

البته همه تقاصیر گردن برادران نیست گاهی ما هم مقصریم.     

نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 14:2 توسط دختر عمه خانم| |

از رسول خدا  پرسیدند بهترین زنان چگونه اند؟

 

رسول خدا فرمودند:1-اگر از نعمت برخوردار است خدا را شکر کند2-اگر دست او تنگ شد

 

راضی به رضای خدا باشد3-مهربان باشد4-متکبر نباشد5-خود را از نامحرم بپوشاند6-عفت

 

داشته باشد7-در میان قومش محترم باشد8-پیش شوهرش تسلیم باشد9-به مردان غریب و

 

زیباروی  بی اعتنا باشد10-بخیل نباشد11-ترسو بناشد12-مغرور و خودخواه نباشد

 

 

حالا اگر تونستین اینجور زنی پیدا کنین اون موقع مرد هستین

نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:21 توسط دختر عمه خانم| |

عشقت را هیچ وقت در درونت نابود نکن

چون عشق چنان قدرتی دارد که

نابود شده اش هم می تواند نابودت کند

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 13:41 توسط دختر عمه خانم| |

یک روز رسید غمی به اندازه کوه

یک روز رسید نشاطی به اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است عزیز

در سایه کوه باید از دشت گذشت 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 13:36 توسط دختر عمه خانم| |

عشق با هم قدم زدن زیر باران نیست

عشق آنست که یکی برای دیگری  چتر شود و او

هرگز نفهمد چرا خیس نشد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 13:32 توسط دختر عمه خانم| |

با لبهات قهرم با چشات قهرم

نیگام نکن با نیگات قهرم

عاشقت بودم نفهمیدی

هی بهت گفتم هی تو خندیدی

زخم زبونت به دلم نشست

سنگ عاشقات سرم و شکست

یادمه یه روز مست و مستونه

داد زدم بیا بیرون از خونه

سنگ آخرو تو به من بزن

خندیدی گفتی برو دیوونه 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 13:26 توسط دختر عمه خانم| |

دریا باش تا اگر سنگی به سویت پرتاب شد غرق شود

نه اینکه تو متلاطم شوی

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15:11 توسط دختر عمه خانم| |

در مکتب ما رسم فراموشی نیست

در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست

عشق تو اگر به هستی ما افتاد

هرگز به سرش خیال خاموشی نیست

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15:5 توسط دختر عمه خانم| |

تا توانی رفع غم از خاطر غمناک کن

در جهان گریاندن اسان است اشکی پاک کن 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15:5 توسط دختر عمه خانم| |

** نامه ای عجیب و غریب**

محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم

 

دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو

 

روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم

 

پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد

.

در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید

 

از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که

 

شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم

 

طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و

 

بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که

 

خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد

.

اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو

 

به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را

 

در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من

 

هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته

 

متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که

 

از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که

 

این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر

 

باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم

 

که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر

 

مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای

 

لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه

 

دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که

 

دوست صمیمی و وفادار تو هستم

 

 

دوست خوبم

 

اگر میخواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان

 

 بخون امیدوارم اوقات خوبی داشته باشید

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 11:14 توسط دختر عمه خانم| |

سلام

 

این ماه یه بهونه است تا با یکی دوست بشیم

 

میدونی اون کیه؟

 

خوب معلومه خداست دیگه پس بیا تا فرصت رو از 

 

دست ندیم ..... باشه؟

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 14:11 توسط دختر عمه خانم| |

                                                     

تو ماه رمضون مهمون خدایی

حواست رو خوب جمع کن

تو این ماهه که حتی نفس کشیدن و خوابیدنم عبادته

خلاصه اِندِ حاله...   نه؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 1:10 توسط دختر عمه خانم| |

میلاد منجی عالم بشریت بر شما

 

 مبارک باد

میلاد مبارک

نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:12 توسط دختر عمه خانم| |

خدمات وبلاگی ها

قالب وبلاگ